|
مقدمه
رسول اکرم (ص) فرمودند: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة
امام حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است ، چراغ هدایت گفتار ایشان و کشتی نجات ، مجالسی است که در آن دستورات الهی و سنت رسول اکرم(ص) بیان می شود .
زمانی که امام حسين (ع) به سمت کربلا حرکت کردند 4 هزار نفر همراهشان بودند، ذره ذره كم شدند تا شب عاشورا ؛ امام (ع) فرمودند: فردا هر كه اينجا بماند كشته مي شود، حتي خود من.
اکنون بيعتم را از شما برداشتم، سرم را پايين مي اندازم و مي گويم چراغ ها را هم خاموش كنند، هر که می خواهد برود ، يك عده آن قدر احمق بودندکه كفش هايشان را پايشان نمي كردند تا مبادا امام حسين (ع) صدای پایشان را بشنود و بفهمد.
همه آنها رفتند و تنها 40 نفر ماندند. وقتی چراغ را روشن کردند امام حسین (ع) فرمودند: چرا شما نرفتيد؟
گفتند كجا برويم؟ اگر ما هزار بار بميريم و زنده شويم باز جانمان را فداي شما مي كنيم. اینها کسانی بودند که راست می گفتند و برای خدا و یاری دین و امام زمانشان آمده بودند .
تمام جريان عاشورا 2 ساعت بود. از 10 صبح تا 12 ظهر، اما آنها كه در اين دو ساعت خوب تصميم گرفتند و خوب فهميدند، هزاران سال ديگر آقا و در بهشت اند، و مردم به آنها درود مي فرستند، و آنها كه تصميم بد گرفتند در دو دنیا به بدترين وجه افتادند و در جهنم اند.
امام حسین (ع) می فرمایند:آیا کسی هست من غریب را یاری کند؟
چگونه امام خویش را یاری کنیم؟
آن روز که امام حسین (ع) این جمله را فرمودند ، بخاطر این نبود که کسی از طرف دشمن به ایشان ملحق شود یا اینکه امروز یک عده این جمله را بخوانند و مردم گریه کنند، نه اینطور نیست ، بلکه امام حسین(ع) که خود مظهر حق و عدالت است می فرماید: آیا کسی هست حق را که غریب شده یاری کند؟
کسی که احکام خدا را یاد می گیرد و عمل می کند و به دیگران هم یاد می دهد گویی امام حسین (ع) را که همان حق است یاری می کند .
ما در عصر رسول الله(ص) نبودیم که ببینیم طرفدار رسول الله(ص) هستیم یا ابو سفیان ، در عصر مولا علی(ع) هم نبودیم که ببینیم طرفدار علی (ع) هستیم یا معاویه ، در زمان امام حسین (ع) هم نبودیم که ببینیم طرفدار امام حسین (ع) هستیم یا یزید. امروز امتحان ما قرآن و سنت است ، اگر مطیع قرآن و سنت باشیم و بکار ببندیم ، قطعاً آنروزها نیز خدا و امام زمانمان را یاری می کردیم وگرنه از آنهاییکه امروزه مورد لعن و نفرین مردم هستند بدتریم؛ چون آنروز اسلام 60 سال بیشتر نداشت ولی امروز اسلام 1429 سال دارد در ثانی مردم آنروز اکثراً بیسواد و بیابان گرد بودند ولی امروزه مردم هم باسوادند و هم دانا.
اگر امام حسین (ع) حرکت نمی کردند و جان خود و زن و فرزندان و رفقا را فدا نمی کرد امروز اثری از اسلام نمی ماند.
امام حسین (ع) برای چه چیزی قیام کردند؟
- من براي اصلاح امور مردم حركت كردم. (نه براي دنيا)
- من براي ياري دين جدم حركت كردم. (روز عاشورا یاران حضرت (ع) 72 نفربودند و آنها 30 هزار نفر. حضرت (ع) فرمودند من حاضر نيستم كسي بدهكار باشد، دِينی به گردنش باشد ، بماند و براي من بجنگد)
- من براي باقي ماندن دين خدا قيام كردم. (برای همین بود كه زن و بچه را همراه خود آورده بود. اگر براي رياست باشد اول جنگ مي كنند بعد كه پيروز شدند زن و بچه را مي آورند در كاخ ریاست .)
- من براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم.
- من براي بر پا داشتن نماز قيام كردم. (روز عاشورا چند نفر زخمي و چند نفر كشته شدند، اما همان روز عاشورا نمازشان را خواندند.)
امام حسین(ع)زمانی حرکت کردندکه مردم نماز میخواندند ، مکه میر فتند حتی در روز عاشورا دشمن در طرف مقابل نماز جماعت می خواند.
پس چرا امام (ع) فرمودند که من برای برپایی نماز قیام کردم؟ آیا نماز خواندن با برپاداشتن نماز فرق می کند ؟! بله قطعاً نماز خواندن با برپاداشتن نماز فرق می کند .کسانیکه در کربلا برای جنگ با امام حسین(ع) آمده بودند فقط نماز می خواندند ، دین را نفهمیده بودند.
چرا امام علی (ع) می فرمایند :بشنو و بفهم و باور کن و آنگاه بکار ببند ؟ برای اینکه قبل از ما خیلی از مردم 23 سال با رسول الله(ص) بودند ، پشت سر ایشان نماز می خواندند و مکه هم رفتند ولی 70 روز پس از وفات ایشان دختر ایشان را شهید و مولا علی (ع) را خانه نشین کردند و ضد دین شدند و در روز عاشورا به جنگ فرزند ایشان آمدند ، علت این بود که به حرفها گوش نمی دادند یا اگر می شنیدند نمی فهمیدند و اگر می فهمیدند باور نمی کردند وقتی هم باور می کردند عمل نمی کردند.
بين ايمان و اسلام چه فرق است؟
از امام صادق (ع) پرسيدند بين ايمان و اسلام چه فرق است؟ آقا تا سه بار جواب ندادند، سپس فرمودند:
اسلام همين مسئله ظاهري است كه انجام مي دهيد، (نماز ،روزه و ...) اما ایمان تسليم خدا و رسول الله (ص) و مولا علي (ع) بودن و اطاعت اوامر آنها می باشد.
ما باید به دنبال درک و فهم برویم ، چرا که امام صادق (ع) می فرمایند: کسیکه به دنبال یادگیری احکام واخلاق می رود از خانه که حرکت می کند خدا و ملائکه ، انبیا و شهدا و حتی ماهی های دریا او را دعا می کنند تا به خانه اش برگردد و اگر یک ساعت برای یادگیری علوم دینی در این مجالس بنشیند ثواب صد هزار رکعت نماز مستحبی برایش می نویسند ، ثواب صد هزار سبحان الله و ثواب صد هزار اسب که در راه خدا زین کند و برای جهاد بفرستد.
مَثَل مردمی که فقط حروف قرآن را گرفته اند و با اخلاق و احكامش كاري ندارند مَثَل آن پيرزني است كه در قرآن آمده ، از صبح تا ظهر مي بافت و بعد از ظهر پاره مي كرد.(یعنی کسیکه نماز مي خواند، روزه مي گيرد ، ولی دروغ و شراب و غيبت هم در كارش هست.)و در جای دیگر می فرماید: مَثَل كارهاي بي قرآن و عمل بي احكام شما مَثَل خاكستري است كه در مسير باد شديد قرار بگيرد،در نتیجه چيزي از آن باقی نمي ماند.
ظهر عاشورا تمام دشمنان دین و امام حسین (ع) با حربه ای در مقابل حضرت صف آرایی کرده بودند ، حتی چهار هزار نفر پیرمرد که حربه ای در دست نداشتند ، عصا به دست آمده بودند که امام حسین(ع) را برای ثواب بکشند.
آیا دین اسلام فقط دین گریه و خنده است؟
آنهایی که در مجالسشان احکام و اخلاقیات گفته نمی شود و همه اش دَم از گریه می زنند به خدا و امام حسین(ع) و بچه هایش خیانت می کنند.
خداي عظيم الشأن 124هزار پيغمبر و امامان (ع) را فرستاده است که ما در دین دانا باشيم. در بهشت هم انسان دانا را راه مي دهند.
آقا رسول الله (ص) مي فرمايد دو گروه كمر مرا مي شكنند: 1- كساني که داراي درك و معرفت اند اما عمل نمي كنند. 2- آنهايي كه نمي دانند و مي خواهند دينداري كنند.
دختر امام حسين (ع) روز عاشورا يك گوشه نشسته بود، كسي آمد و داشت خلخال(نوعی زینت زنانه است) از پايش در مي آورد و گريه هم مي كرد. يكي پرسيد: چرا برایش گريه مي كني؟ گفت: ببين به سر بچه هاي رسول الله (ص) چه آوردند؟ گفت: پس چرا داري اين كار را مي كني؟ گفت: من در نياورم يكي ديگر در مي آورد. یعنی بدانیم که:
خدا بنده احمق نمي خواهد، رسول الله (ص) امت احمق نمي خواهد. وجود مبارك مهدی آل محمد (ص) احمق نمي خواهد ، مي گويد احمق آبروريز دين است.
آنهايي كه در محرم مجالسشان فقط سینه زدن و گریه کردن است و با گفتار اهل بیت(ع) کاری ندارند پس از گذشت این مجالس همانی هستند که قبل از محرم بوده اند و يك مثقال به دركشان اضافه نشده است.
اگر معرفت بود و چشم ما به اندازۀ بال مگس تر شد خدا تمام گناهان را مي ريزد. اگر معرفت نبود كيلو كيلو هم که گريه كنيم ارزشی ندارد.
آیا سیاه پوشیدن ، سینه زدن و زنجیرزدن واجب است ؟
آیا سینه زدن ، سیاه پوشیدن ، زنجیر زدن و سر و صدا کردن باید های دینی ماست یا دستورات الهی که خدا و رسول خدا (ص) از ما خواسته اند وامام ها (ع)بخاطر ش شهید شدند ؛ باید های دینی ماست .
امام علی(ع) می فرمایند: اگر مي تواني از خانه ات بيرون نروي همان كن، چون اگر از خانه بيرون رفتي ، بايد دروغ نگويي، بايد غيبت نكني و گوش هم نكني، بايد ظاهر سازي نكني، دروغ نگويي، بايد تهمت نزني، باید با خلاف ديگران موافقت نكني، بايد مردم آزاري با چشم و زبان و دست و پايت نكني. بايد تكبر در زندگي نكني. بايد به نماز اهميت بدهي ، باید موافقت با اشخاص بد نكني. بايد روزۀ صحيح بگيري ، بايد با چشم و زبانت مردم را اذيت نكني. بايد حسادت نكني ، باید امر به معروف و نهي از منكر كني. دورو و دورنگ نباشي.
چون خانۀ مومن معبد اوست، در آن مي تواند چشم خود و زبان خود و شكم و فرج خود را نگه دارد و حفظ كند.
باید های اصلی اینها هستند که کمتر مردم به آنها اهمیت میدهند .
امام صادق (ع) مي فرمايند: سياه نپوشيد كه حزن آور است، مگر سه روز و سياه نپوشيد كه لباس فرعون هاست.
1- ما دور هم جمع مي شويم به خاطر اینكه تاييد كنيم آن روز كه امام حسين (ع) حركت كردند کارشان صددرصد خدايي و الهي بود.
2- مشكي مي پوشيم كه بگوييم حسين جان ما با مصيبت تو هميشه شريكيم ،و با تو هم غميم چون كارت خدايي بود.
3- و به دنيا اعلام كنيم كه مردم آن روز به خاطر نرفتن دنبال احکام و اخلاق اسلامی بدترین مردم بودند و اگر امام حسین(ع) حرکت نمی کرد و جان خود و رفقایش را فدا نمی کرد امروز اثری از اسلام و انسانیت نبود.
امام حسین (ع) می فرمایند : مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است ، آن را می چرخانند بر محور زندگی خود، وقتی به وسیله بلا آزمایش شوند دینداران کم خواهند بود.
روزی که امام حسین (ع) از مدینه می خواستند حرکت کنند ، عده ای به حضرت اعتراض کردند که چرا می روی؟
عده ای از روی دلسوزی و عده ای از روی ترس ، اما امام (ع) نپذیرفتند ، چون می دانستند اینها از دنیای خود میترسند ، یکی به خاطر مال و ثروتش نمی آید ، یکی از روی ترس ، یکی از روی علاقه شدید به زن و فرزند و...
لذا امام (ع) با خانواده خود حرکت کردند تا به دیگران بفهمانند که برای دنیا و ریاست نیست.
اگر چنین بود زن و بچه ها را همراه خود نمی بُردند ؛
آنها هر کدام به بهانه ای امام حسین (ع) را تنها گذاشتند و برای یاری دین خدا قدمی بر نداشتند ، لذا پس از واقعۀ کربلا یزید چهار هزار عرب بادیه نشین را به مدینه فرستاد و گفت: من امیر المومنین هستم ، سه روز و سه شب مال و جان و ناموس مردم بر شما حلال است .
آنها آمدند مدینه ، آنکه از ترس مالش از حق که امام حسین (ع) بود دفاع نکرده بود مالش را بردند ، آنکه بخاطر زن و بچه اش نرفته بود ، بچه هایش را کشتند و به زنانشان تجاوز کردند ، و چهار هزار ولد زنا داخل شکم زنهای آنها باقی گذاشتند .
آری نتیجه تنها گذاشتن و یاری نکردن امام (ع) همین است اگر آنها امام(ع) را یاری می کردند و حق به جای باطل می نشست ، هم خودشان و هم زندگیشان حفظ می شد.
مردی به امام حسین (ع) عرض کرد:
ای فرزند رسول خدا(ص) من از شیعیان شما هستم .
امام(ع) فرمودند: از خدا بترس و چیزی را ادعا مکن که خدا بگوید در ادعای خود دروغ گفتی و گناه کردی ، زیرا شیعیان ما کسانی هستند که دلهایشان از هرگونه مکر و فریب و کینۀ پنهان ، پاک باشد بلکه بگو من از دوستداران شما هستم.
اگر می خواهیم بدانیم از شیعیان امام حسین(ع) هستیم یا نه ، باید هر روز دل و قلب خود را زمین کربلا قرار دهیم ، درک و معرفت خود را امام حسین(ع) و یارانش فرض کنیم ، هوای نفس خود را یزید و شمر و اطرافیانش فرض کنیم.
حال ببنیم از صبح تا شب امام حسین (ع) را یاری می کنیم و به فرموده های خدا و درک معرفتمان عمل میکنیم یا اینکه یاری یزید و شمر میکنیم و به دنبال هواهای نفسانی خود می رویم؟
امام صادق(ع) می فرمایند:
شرک و کفر در اطاعت است نه در عبادت.
ما باید از صبح تا شب مراقب خواسته های دلمان باشیم ، مراقب گوش و چشم و زبان و... چرا که گناه یک غیبت برابر با 36 زنا می باشد و فقط دلمان را به نمازخواندن خوش نکنیم و خودمان را فریب ندهیم.
راحت ترين عبادت نماز خواندن و دعا كردن است که اکثرا به طرف آن می شتابند. بالاترين عبادت و عظيم ترين عبادت اين است، اول العلم معرفة الجبار، اول خدا را بشناسيم، آخر العلم تفویض امر الیه، بعد تسليم امر خدا و پيغمبر (ص) باشیم، كه اکثرا با آن كار ندارد.
امام حسین (ع) و یارانشان تا آخرین نفس شجاع بودند
وقتي يزيد به حضرت زينب (س) گفت: ما پشيمان شديم چه بكنيم؟ خانم گفتند يك خانه به ما بدهيد مي خواهم براي برادرم عزاداري كنم. يك پارچه سياه بالای خانه آويزان كردند و شروع كردند به عزاداري، يكي يكي مصيبت های کربلا را مي گفتند و مردم مي فهميدند كه چه ظلمي به آنها شده. از همانجا حضرت زينب (س) مردم را بیدار کرد. امروز هم به حول و قوه خدا نگهدار دین کسانی هستند که براي خدا كار مي كنند و گفتار اهل بیت (ع) را همانگونه که آنها فرموده اند ، برای مردم بیان می کنند .
متأسفانه یک دسته از مبلغین و مداحان برای اینکه مردم را به گریه بیندازند این 14 معصوم را کوچک و ذلیل میکنند و به خدا و امام حسین(ع) خیانت میکنند و در گفتارهایشان آخرین درجه بی ادبی را بکار میبرند در صورتیکه اگر بخواهند نام یکی از مسئولین مملکتی را ببرند یا اسم زن دوستشان را ببرند چند تا پیشوند و پسوند دنبال اسم آنها میگذارند ، احترام گذاشتن به همه کار خوبی است اما چرا در گفتار در نهایت بی ادبی فقط می گویند حسین ، عباس و زینب ؟
درحالیکه آنها تا آخرین نفَس شجاع بودند و یک لحظه زیر بار ظلم نرفتند.
پس از واقعه عاشورا هنگامیکه خانم زینب کبری (س) به همراه اُسرا وارد
دربار یزید شدند ، یزید با کنایه و به قصد رنجش خانم زینب(س) به ایشان گفت : دیدید خدا با شما چه کرد؟
خانم با تمام تأنی و آرامش فرمودند: ما جز زیبایی چیزی ندیدیم.
اینطور فکر نکنیم که شیعه امام صادق(ع) هستیم ، بلکه ببینیم چقدر آبروی امام حسین (ع) را حفظ می کنیم و در گفتارها چقدر مردم را با خدا آشنا می کنیم،اگر این چنین نباشیم مَثَل آن است که شیخ بها فرمود:
بت در بغل و به سجده پیشانی ما کافر زده خنده بر مسلمانی ما
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست
امام حسین (ع) فرمودند: ای مردم اگر دین ندارید آزادمرد باشید.
خانم زینب کبری (س) کنیزی داشتند ، روزی از خانم درخواست کردندتا به ایشان اجازه دهد برای دیدار خانواده اش برود ، خانم فرمودند: اگر بروی دیگر پیش ما باز نمی گردی.
کنیز گفت: چرا حتما باز خواهم گشت.
از خانم اجازه گرفت و رفت . روزی در بازار ، یزید او را دید و گفت:او را برایم خواستگاری کنید.
او را به عقد یزید در آوردند و در همانجا ماندگار شد، تا روزیکه قافله اُسرا را می خواستند وارد دربار یزید کنند ، از آنجاییکه گفته بودند اینها خارجی هستند همسر یزید هم برای تماشای اُسرا به ایوان قصر آمده بود.
ناگهان در بین اُسرا خانم زینب(س) را دید با عجله از پله ها پایین آمد و خود را به پای خانم زینب(س)انداخت ، یزید برای اینکه کسی حجم بدن زنش را نبیند(با اینکه او کاملا پوشیده بود.) بلند شد و عبایش را روی زنش انداخت.
حال ببینیم در این دهه اول ماه محرم آیا مراقب هستیم که کسی ناموس ما را نبیند و موجبات گناه کردن دیگران را فراهم نیاوریم؟ و اینکه ببینیم غیرت ما بیشتر است یا غیرت یزید؟
آیا امام حسین (ع) با این کارهای ما راضی است که زنها و دخترها با چهره های آرایش کرده در سطح خیابانها و کوچه ها به بهانه تماشای مجالس عزاداری ظاهر میشوند و موجبات گناه کردن خود و دیگران را فراهم میکنند؟ و شاید بتوان گفت گناهی که در سراسر سال نمی شود در این روزها به نام محرم و به نام امام حسین(ع) انجام می شود. |