X
تبلیغات
دوستی با خدا - احادیث درباره امام حسین (ع)

احادیث درباره امام حسین (ع)

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

 

السلام علیک یا ابوالفضل العباس (ع)

 

مقدمه

رسول اکرم (ص) فرمودند: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة

 امام حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است ، چراغ هدایت گفتار ایشان و کشتی نجات ، مجالسی است که در آن دستورات الهی و سنت رسول اکرم(ص) بیان می شود .

زمانی که امام حسين (ع) به سمت کربلا حرکت کردند 4 هزار نفر همراهشان بودند، ذره ذره كم شدند تا شب عاشورا ؛ امام (ع) فرمودند: فردا هر كه اينجا بماند كشته مي شود، حتي خود من.

اکنون بيعتم را از شما برداشتم، سرم را پايين مي اندازم و مي گويم چراغ ها را هم خاموش كنند، هر که می خواهد برود ، يك عده آن قدر احمق بودندکه كفش هايشان را پايشان نمي كردند تا مبادا امام حسين (ع) صدای پایشان را بشنود و بفهمد.

 همه آنها رفتند و تنها 40 نفر ماندند. وقتی چراغ را روشن کردند امام حسین (ع) فرمودند: چرا شما نرفتيد؟

گفتند كجا برويم؟ اگر ما هزار بار بميريم و زنده شويم باز جانمان را فداي شما مي كنيم. اینها کسانی بودند که راست می گفتند و برای خدا  و یاری دین و امام زمانشان آمده بودند .

تمام جريان عاشورا 2 ساعت بود. از 10 صبح تا 12 ظهر، اما آنها كه در اين دو ساعت خوب تصميم گرفتند و خوب فهميدند، هزاران سال ديگر آقا و در بهشت اند، و مردم به آنها درود مي فرستند، و آنها كه تصميم بد گرفتند در دو دنیا به بدترين وجه افتادند و در جهنم اند.

  امام حسین (ع) می فرمایند:آیا کسی هست من غریب را یاری کند؟

چگونه امام خویش را یاری کنیم؟

آن روز که امام حسین (ع) این جمله را فرمودند ، بخاطر این نبود که کسی از طرف دشمن به ایشان ملحق شود یا اینکه امروز یک عده این جمله را  بخوانند و مردم گریه کنند، نه اینطور نیست ، بلکه امام حسین(ع) که خود مظهر حق و عدالت است می فرماید: آیا کسی هست حق را که غریب شده یاری کند؟

کسی که احکام خدا را یاد می گیرد و عمل می کند و به دیگران هم یاد   می دهد گویی امام حسین (ع) را که همان حق است یاری می کند .

ما در عصر رسول الله(ص) نبودیم که ببینیم طرفدار رسول الله(ص) هستیم یا ابو سفیان ، در عصر مولا علی(ع) هم نبودیم که ببینیم طرفدار علی (ع) هستیم یا معاویه ، در زمان امام حسین (ع) هم نبودیم که ببینیم طرفدار امام حسین (ع) هستیم یا یزید. امروز امتحان ما قرآن و سنت است ، اگر مطیع قرآن و سنت باشیم و بکار ببندیم ، قطعاً آنروزها نیز خدا و امام زمانمان را یاری می کردیم وگرنه از آنهاییکه امروزه مورد لعن و نفرین مردم هستند بدتریم؛ چون آنروز اسلام  60 سال بیشتر نداشت ولی امروز اسلام 1429 سال دارد در ثانی مردم آنروز اکثراً بیسواد و بیابان گرد بودند ولی امروزه مردم هم باسوادند و هم دانا.

 اگر امام حسین (ع) حرکت نمی کردند و جان خود و زن و فرزندان و رفقا را فدا نمی کرد امروز اثری از اسلام نمی ماند.

امام حسین (ع) برای چه چیزی قیام کردند؟

- من براي اصلاح امور مردم حركت كردم. (نه براي دنيا)

- من براي ياري دين جدم حركت كردم. (روز عاشورا یاران حضرت (ع) 72 نفربودند و آنها 30 هزار نفر. حضرت (ع) فرمودند من حاضر نيستم كسي بدهكار باشد، دِينی به گردنش باشد ، بماند و براي من بجنگد)

- من براي باقي ماندن دين خدا قيام كردم. (برای همین  بود كه زن و بچه را همراه خود آورده بود. اگر براي رياست باشد اول جنگ مي كنند بعد كه پيروز شدند زن و بچه را مي آورند در كاخ ریاست .)

- من براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم.

- من براي بر پا داشتن نماز قيام كردم. (روز عاشورا چند نفر زخمي و چند نفر كشته شدند، اما همان روز عاشورا نمازشان را خواندند.)

امام حسین(ع)زمانی حرکت کردندکه مردم نماز میخواندند ، مکه میر فتند  حتی در روز عاشورا دشمن در طرف مقابل نماز جماعت می خواند.

پس چرا امام (ع) فرمودند که من برای برپایی نماز قیام کردم؟ آیا نماز خواندن با برپاداشتن نماز فرق می کند ؟! بله قطعاً نماز خواندن با برپاداشتن نماز فرق می کند .کسانیکه در کربلا  برای جنگ با امام حسین(ع) آمده بودند فقط نماز می خواندند ، دین را نفهمیده بودند.

  چرا امام علی (ع) می فرمایند :بشنو و بفهم و باور کن و آنگاه بکار ببند ؟ برای اینکه قبل از ما خیلی از مردم 23 سال با رسول الله(ص) بودند ، پشت سر ایشان نماز می خواندند و مکه هم رفتند ولی 70 روز پس از وفات ایشان دختر ایشان را شهید و مولا علی (ع) را خانه نشین کردند و ضد دین شدند و در روز عاشورا به جنگ فرزند ایشان آمدند ، علت این بود که به حرفها گوش نمی دادند یا اگر می شنیدند نمی فهمیدند و اگر می فهمیدند باور نمی کردند وقتی هم باور می کردند عمل نمی کردند.

بين ايمان و اسلام چه فرق است؟

از امام صادق (ع) پرسيدند بين ايمان و اسلام چه فرق است؟ آقا تا سه بار جواب ندادند، سپس فرمودند:

اسلام همين مسئله ظاهري است كه انجام مي دهيد، (نماز ،روزه و ...) اما ایمان تسليم خدا و رسول الله (ص) و مولا علي (ع) بودن و اطاعت اوامر آنها می باشد.

ما باید به دنبال درک و فهم برویم ، چرا که  امام صادق (ع) می فرمایند: کسیکه به دنبال یادگیری احکام واخلاق می رود از خانه که حرکت می کند خدا و ملائکه ، انبیا و شهدا  و حتی ماهی های دریا  او را دعا می کنند  تا به خانه اش برگردد و اگر یک ساعت برای یادگیری علوم دینی در این مجالس بنشیند ثواب صد هزار رکعت نماز مستحبی برایش می نویسند ، ثواب صد هزار سبحان الله و ثواب صد هزار اسب که در راه خدا زین کند و برای جهاد  بفرستد.

مَثَل مردمی که فقط حروف قرآن را گرفته اند و با اخلاق و احكامش كاري ندارند مَثَل آن پيرزني است كه در  قرآن آمده ،  از صبح تا ظهر مي بافت و بعد از ظهر پاره مي كرد.(یعنی کسیکه نماز مي خواند، روزه مي گيرد ، ولی دروغ و شراب و غيبت هم در كارش هست.)و در جای دیگر می فرماید: مَثَل كارهاي بي قرآن و عمل بي احكام شما مَثَل خاكستري است كه در مسير باد شديد قرار بگيرد،در نتیجه چيزي از آن باقی نمي ماند.

ظهر عاشورا تمام دشمنان دین و امام حسین (ع) با حربه ای در مقابل حضرت صف آرایی کرده بودند ، حتی چهار هزار نفر پیرمرد که حربه ای در دست نداشتند ، عصا به دست آمده بودند که امام حسین(ع) را برای ثواب بکشند.

آیا دین اسلام فقط دین گریه و خنده است؟

آنهایی که در مجالسشان احکام و اخلاقیات گفته نمی شود و همه اش دَم از گریه می زنند به خدا و امام حسین(ع) و بچه هایش خیانت می کنند.

خداي عظيم الشأن 124هزار پيغمبر و امامان (ع) را فرستاده است که ما در دین دانا باشيم. در بهشت هم انسان دانا را راه مي دهند.

آقا رسول الله (ص) مي فرمايد دو گروه كمر مرا مي شكنند: 1- كساني که داراي درك و معرفت اند اما عمل نمي كنند. 2- آنهايي كه نمي دانند و    مي خواهند دينداري كنند.

دختر امام حسين (ع) روز عاشورا يك گوشه نشسته بود، كسي آمد و داشت خلخال(نوعی زینت زنانه است) از پايش در مي آورد و گريه هم مي كرد. يكي پرسيد: چرا برایش گريه مي كني؟ گفت: ببين به سر بچه هاي رسول الله (ص) چه آوردند؟ گفت: پس چرا داري اين كار را مي كني؟ گفت: من در نياورم يكي ديگر در مي آورد. یعنی بدانیم که:

خدا بنده احمق نمي خواهد، رسول الله (ص) امت احمق نمي خواهد. وجود مبارك مهدی آل محمد (ص) احمق نمي خواهد ، مي گويد احمق آبروريز دين است.

آنهايي كه در محرم مجالسشان فقط سینه زدن و گریه کردن است و با گفتار اهل بیت(ع) کاری ندارند پس از گذشت این مجالس همانی هستند که قبل از محرم بوده اند و يك مثقال به دركشان اضافه نشده است.

اگر معرفت بود و چشم ما به اندازۀ بال مگس تر شد خدا تمام گناهان را  مي ريزد. اگر معرفت نبود كيلو كيلو هم  که گريه كنيم ارزشی ندارد.

آیا سیاه پوشیدن ، سینه زدن و زنجیرزدن واجب است ؟

آیا سینه زدن ، سیاه  پوشیدن ، زنجیر زدن و سر و صدا کردن  باید های دینی ماست  یا دستورات الهی  که خدا و رسول خدا (ص) از ما خواسته اند وامام ها (ع)بخاطر ش شهید شدند ؛ باید های دینی ماست .

امام علی(ع) می فرمایند: اگر مي تواني از خانه ات بيرون نروي همان كن، چون اگر از خانه بيرون رفتي ، بايد دروغ نگويي، بايد غيبت نكني و گوش هم نكني، بايد ظاهر سازي نكني، دروغ نگويي، بايد تهمت نزني، باید با خلاف ديگران موافقت نكني، بايد مردم آزاري با چشم و زبان و دست و پايت نكني.  بايد تكبر در زندگي نكني. بايد به نماز اهميت بدهي ، باید موافقت با اشخاص بد نكني. بايد روزۀ صحيح بگيري ،  بايد با چشم و زبانت مردم را اذيت نكني. بايد حسادت نكني ، باید امر به معروف و نهي از منكر كني. دورو و دورنگ نباشي.

چون خانۀ مومن معبد اوست، در آن مي تواند چشم خود و زبان خود و شكم و فرج خود را نگه دارد و حفظ كند.

باید های اصلی اینها هستند که کمتر مردم به آنها اهمیت میدهند .

امام صادق (ع) مي فرمايند: سياه نپوشيد كه حزن آور است، مگر سه روز و سياه نپوشيد كه لباس فرعون هاست.

1- ما دور هم جمع مي شويم به خاطر اینكه تاييد كنيم آن روز كه امام حسين (ع) حركت كردند کارشان صددرصد خدايي و الهي بود.

2- مشكي مي پوشيم كه بگوييم حسين جان ما با مصيبت تو هميشه شريكيم ،و با تو هم غميم چون كارت خدايي بود.

3- و به دنيا اعلام كنيم كه مردم آن روز به خاطر نرفتن دنبال احکام و اخلاق اسلامی بدترین مردم بودند و اگر امام حسین(ع) حرکت نمی کرد و جان خود و رفقایش را فدا نمی کرد امروز اثری از اسلام و انسانیت نبود.

امام حسین (ع) می فرمایند : مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است ، آن را می چرخانند بر محور زندگی خود، وقتی به وسیله بلا آزمایش شوند دینداران کم خواهند بود.

روزی که امام حسین (ع) از مدینه می خواستند حرکت کنند ، عده ای به حضرت اعتراض کردند که چرا می روی؟

عده ای از روی دلسوزی و عده ای از روی ترس ، اما امام (ع) نپذیرفتند ، چون می دانستند  اینها از دنیای خود میترسند ، یکی به خاطر مال و ثروتش نمی آید ، یکی از روی ترس ، یکی از روی علاقه شدید به زن و فرزند و...

لذا امام (ع) با خانواده خود حرکت کردند  تا به دیگران بفهمانند که برای دنیا و ریاست نیست.

اگر چنین بود زن و بچه ها را همراه خود نمی بُردند ؛

آنها هر کدام به بهانه ای امام حسین (ع) را تنها گذاشتند و برای یاری دین خدا قدمی بر نداشتند ، لذا پس از واقعۀ کربلا یزید  چهار هزار عرب بادیه نشین را به مدینه فرستاد و گفت: من امیر المومنین هستم ،  سه روز و سه شب مال و جان و ناموس مردم بر شما  حلال است .

آنها آمدند مدینه ، آنکه از ترس مالش از حق که امام حسین (ع) بود دفاع نکرده بود مالش را بردند ، آنکه بخاطر زن و بچه اش نرفته بود ، بچه هایش را کشتند و به زنانشان تجاوز کردند ، و چهار هزار ولد زنا داخل شکم زنهای آنها باقی گذاشتند .

آری نتیجه تنها گذاشتن و یاری نکردن امام (ع) همین است اگر آنها امام(ع) را یاری می کردند و حق به جای باطل می نشست ، هم خودشان و هم زندگیشان حفظ می شد. 

مردی به امام حسین (ع) عرض کرد:

 ای فرزند رسول خدا(ص) من از شیعیان شما هستم .

امام(ع) فرمودند: از خدا بترس و چیزی را ادعا مکن که خدا بگوید در ادعای خود دروغ گفتی و گناه کردی ، زیرا شیعیان ما کسانی هستند که دلهایشان از هرگونه مکر و فریب و کینۀ پنهان ، پاک باشد بلکه بگو من از دوستداران شما هستم. 

اگر می خواهیم بدانیم از شیعیان امام حسین(ع) هستیم یا نه ، باید هر روز دل و قلب خود را زمین کربلا قرار دهیم ، درک و معرفت خود را امام حسین(ع) و یارانش فرض کنیم ، هوای نفس خود را یزید و شمر و اطرافیانش فرض کنیم.

حال ببنیم از صبح تا شب امام حسین (ع) را یاری می کنیم و به فرموده های خدا و درک معرفتمان عمل میکنیم یا اینکه یاری یزید و شمر میکنیم و به دنبال هواهای نفسانی خود می رویم؟  

امام صادق(ع) می فرمایند:

شرک و کفر در اطاعت است نه در عبادت.

ما باید از صبح تا شب مراقب خواسته های دلمان باشیم ، مراقب گوش و چشم و زبان و... چرا که گناه یک غیبت برابر با 36 زنا می باشد و فقط دلمان را به نمازخواندن خوش نکنیم و خودمان را فریب ندهیم.

راحت ترين عبادت نماز خواندن و دعا كردن است که اکثرا به طرف آن می شتابند. بالاترين عبادت و عظيم ترين عبادت اين است، اول العلم معرفة الجبار، اول خدا را بشناسيم، آخر العلم تفویض امر الیه، بعد تسليم امر خدا و پيغمبر (ص) باشیم، كه اکثرا با آن كار ندارد.

امام حسین (ع) و یارانشان تا آخرین نفس شجاع بودند

وقتي يزيد به حضرت زينب (س) گفت: ما پشيمان شديم چه بكنيم؟ خانم گفتند يك خانه به ما بدهيد مي خواهم براي برادرم عزاداري كنم. يك پارچه سياه بالای خانه آويزان كردند و شروع كردند به عزاداري، يكي يكي مصيبت های کربلا را مي گفتند و مردم مي فهميدند كه چه ظلمي به آنها شده. از همانجا حضرت زينب (س) مردم را  بیدار کرد. امروز هم به حول و قوه خدا نگهدار دین کسانی هستند که براي خدا  كار مي كنند و گفتار اهل بیت (ع) را همانگونه که آنها فرموده اند ، برای مردم بیان می کنند .

متأسفانه یک دسته از مبلغین و مداحان برای اینکه مردم را به گریه بیندازند این 14 معصوم را کوچک و ذلیل میکنند و به خدا و امام حسین(ع) خیانت میکنند و در گفتارهایشان آخرین درجه بی ادبی را بکار میبرند در صورتیکه اگر بخواهند نام یکی از مسئولین مملکتی را ببرند یا اسم زن دوستشان را ببرند چند تا پیشوند و پسوند دنبال اسم آنها میگذارند ، احترام گذاشتن به همه کار خوبی است اما چرا در گفتار در نهایت بی ادبی فقط می گویند حسین ، عباس و زینب ؟

درحالیکه آنها تا آخرین نفَس شجاع بودند و یک لحظه زیر بار ظلم نرفتند.

پس از  واقعه عاشورا هنگامیکه خانم زینب کبری (س) به همراه اُسرا  وارد

دربار یزید شدند ، یزید با کنایه و به قصد رنجش خانم زینب(س) به ایشان گفت : دیدید خدا  با شما  چه کرد؟

خانم با تمام تأنی و آرامش فرمودند: ما جز زیبایی چیزی ندیدیم.

اینطور فکر نکنیم که شیعه امام صادق(ع) هستیم ، بلکه ببینیم چقدر آبروی امام حسین (ع) را حفظ می کنیم و در گفتارها چقدر مردم را با خدا آشنا می کنیم،اگر این چنین نباشیم مَثَل آن است که شیخ بها فرمود:

بت در بغل و به سجده پیشانی ما                                               کافر زده خنده بر مسلمانی ما

اسلام به ذات خود ندارد عیبی                                       هر عیب که هست از مسلمانی ماست

امام حسین (ع) فرمودند: ای مردم اگر دین ندارید آزادمرد باشید.

خانم زینب کبری (س) کنیزی داشتند ، روزی از خانم درخواست کردندتا به ایشان اجازه دهد برای دیدار خانواده اش برود ، خانم فرمودند: اگر بروی  دیگر پیش ما باز نمی گردی.

کنیز گفت: چرا حتما باز خواهم گشت.

از خانم اجازه گرفت و رفت . روزی در بازار ، یزید او را دید و گفت:او را برایم خواستگاری کنید.

او را به عقد یزید در آوردند و در همانجا ماندگار شد، تا روزیکه قافله اُسرا را می خواستند وارد دربار یزید کنند ، از آنجاییکه گفته بودند اینها خارجی هستند همسر یزید هم برای تماشای اُسرا به ایوان قصر آمده بود.

ناگهان در بین اُسرا خانم زینب(س) را دید با عجله از پله ها پایین آمد و خود را به پای خانم زینب(س)انداخت ، یزید برای اینکه کسی حجم بدن زنش را نبیند(با اینکه او کاملا پوشیده بود.) بلند شد و عبایش را روی زنش انداخت.

حال ببینیم در این دهه اول ماه محرم آیا مراقب هستیم که کسی ناموس ما را نبیند و موجبات گناه کردن دیگران را فراهم نیاوریم؟ و اینکه ببینیم غیرت ما بیشتر است یا غیرت یزید؟

آیا امام حسین (ع) با این کارهای ما راضی است که زنها و دخترها با چهره های آرایش کرده در سطح خیابانها و کوچه ها به بهانه تماشای مجالس عزاداری ظاهر میشوند و موجبات گناه کردن خود و دیگران را فراهم میکنند؟ و  شاید بتوان گفت گناهی که در سراسر سال نمی شود در این روزها به نام محرم و به نام امام حسین(ع) انجام می شود.

کیفر آنان که حضرت حسین بن علی (ع) را به شهادت رساندند

یعقوب بن سلیمان گوید : شبی با چند تن از یاران گفتگو داشتیم و سخن از شهادت امام حسین (ع) به میان آمد ، یک تن از یاران گفت : هیچ کدام یک از کسانی که در   به شهادت رساندن حسین (ع) شرکت داشتند باقی نماندند جز اینکه به بلایی در فرزندش و یا مال و جانش گرفتار شد ، پیرمردی در آنجا بود سوگند یاد کرد که من در به شهادت رساندن حسین (ع) شرکت کردم و تا کنون هیچ گونه آسیبی ندیده ام که موجب ناراحتی من باشد ، همه یاران بر او خشم گرفتند ناگهان چراغ ما که با روغنی که آنرا نفت می گفتند میسوخت ، دود زد و فتیله اش خراب شد ، پیرمرد برخاست که آنرا درست کند ، آتش به انگشت وی سرایت کرد ، خواست خاموش کند آتش ریشش را فراگرفت ، بیرون دوید که آتش را با آب خاموش کند و خود را در رودخانه انداخت ، آتش بالای سر او شعله ور بود ، هرگاه که سر از آب بیرون میکرد ، آتش به طرف او شعله ور میشد و او را میسوزاند و هلاک شد ( خدا او را لعنت کند )  ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 489 

عیص بن قاسم گوید : در محضر حضرت امام صادق (ع) سخن از قاتل حسین (ع) به میان آمد ، یک تن از اصحاب حضرت گفت : خوش میداشتم خداوند از قاتل او در همین دنیا انتقام می کشید ، امام (ع) فرمود : گویا تو عذاب الهی را برای او کم میدانی ، مجازات و عذاب و شکنجه ها که برای او آماده کرده است به مراتب سخت تر و گرانتر خواهد بود.  ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 483

امام صادق (ع) : به خدا سوگند قائم ما آل محمد (ص) همه دودمان و نسل کشندگان حضرت حسین (ع) را میکشد ( چون ) به عمل پدرانشان ( راضی هستند ) . ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 485 

رسول خدا (ص) : وای بر ستم کنندگان بر اهل بیت من ، گویا در فردای قیامت من آنها را می بینم که با منافقان در درک اسفل جهنمند.  عیون الاخبار الرضا جلد 2 صفحه 284

رسول خدا (ص) : کشنده حسین (ع) در جهنم در تابوتی از آتش است و معذب است به نصف عذاب همه اهل دنیا و دست و پای او به زنجیرهای آتشین بسته شده است و با سرور در آتش فرود آید و در قعر جهنم واقع شود و بویی از او برخیزد که از تعفن و گندیدگی آن بوی ، اهل جهنم به خدا پناه برند و مخلد است در جهنم و بچشد آن عذاب دردناک را با جمیع کسانی که او را همراهی کردند در قتل آن بزرگوار و چون پوست بدنشان پخته شود و بسوزد و برخیزد خداوند پوست سوخته را مبدل به پوست جدید کند تا سختی عذاب دردناک بر ایشان اثر کند و بچشند آنرا ، و به مقدار ساعتی آنها را مهلت ندهد و میاشامانند آنها را از آب گرم قعر جهنم ، پس وای بر ایشان از عذاب حقتعالی در جهنم.  عیون الاخبار الرضا جلد 2 صفحه 285 

شیعیانی که برای امام حسین (ع) عزاداری میکنند

امام صادق (ع) : خداوند رحمت کند شیعیان ما را ، به خدا سوگند اینانند مومنان حقیقی ، ( زیرا در این مصیبت ( شهادت امام حسین (ع) ) با ما شرکت جستند و در این پیش آمد ناگوار اندوهی طولانی و افسوسی فراوان خوردند. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 485

بکربن محمد ازدی گوید : امام صادق (ع) به من فرمود : شما خاندان ( شیعیان ) آیا گرد هم می نشینید و ذکر احادیث ما می کنید ؟ گفتم : قربانت گردم آری ، امام (ع) فرمود : راستی که این نوع مجالس را دوست دارم و بدان علاقه مندم ، آری امر ما ( حدیث و گفتار ما ، ولایت ما ) زنده کنید زیرا هرکس ما را یاد کند ، یا نزد او یادی از ما بشود ، و به اندازه بال مگسی از دیده اش اشک جاری گردد ، خداوند همه گناهان او را اگرچه به اندازه کفهای دریا باشد بیامرزد. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 415

شرح مترجم : این حدیث شریف از نظر سند در درجه اعلای صحت است ، و راوی آن بکربن محمد ازدی ، خود اهل کوفه و ثقه و از خاندانی است بس جلیل که همه از شیعیان و مخلصین و طرفداران اهل بیت عصمت (ع) هستند ، عمه اش (( غنیمه )) از روات امام صادق و موسی بن جعفر (ع) است ، و پسر عمش (( موسی بن عبدالسلام )) نیز از اصحاب امام صادق (ع) و موسی بن جعفر (ع) است ، و دو عمویش شدید بن عبدالرحمن و عبدالسلام بن عبدالرحمن هر دو از طرفداران سرسخت اهل بیت (ع) میباشند و بدین سبب هم زندانی شدند و مدتی در زندان به سر بردند ، فضل ابن شاذان از ابن ابی عمیر از بکربن محمد از زید شحام روایت کرده ، گوید : من با امام صادق (ع) مشغول طواف کعبه بودیم و دست من در دست امام (ع) بود در حالیکه امام می گریست فرمود : ای شحام فهمیدی که خداوند با من چه کرد ؟ این سخن را میگفت و اشک می ریخت و دعا میکرد ، عرض کردم بفرمایید : امام (ع) فرمود : ای شحام من از خدا خواستم این دو را به من ببخشد و از زندان خلاصشان کند ، خدا دعایم را درباره آن دو مستجاب فرمود و هر دو آزاد شدند.

پس این خاندان که به غامدیین معروفند جملگی از موالیان و هواداران خاندان عصمتند و امام (ع) به این چنین مردی فرمود مجالس شما را دوست دارم و اشک چشم شما موجب آمرزش و غفران گناهان شما است ، و این جهت را در بیان حدیث باید رعایت نمود و به عموم ((من )) در جمله (( من ذکرنا او ذکرنا عنده )) نباید تمسک کرد  به نحوی که موجب تجری بی مایگان و یا مردم بی بند و بار شود ، و واضح است که منظور این قبیل از روایات ، شیعیان خالص و شایسته اند که در اعتقاد به ولایت راسخند ، و در شناخت ( اولی الامر ) کاملا عارفند ، و در راه ترویج مرام ائمه (ع) جان نثار و کوشایند.  ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 416

یعنی تنها شیعیان خالص و شایسته و صالح و دین فهم هستند که با قطره ای اشک ریختن برای مظلومیت ائمه اطهار (ع) ( طبق حدیث از امام صادق (ع) خداوند همه گناهان او را اگرچه به اندازه کفهای دریا باشد می آمرزد )

امام هفتم فرمود : هرکه قبر حسین (ع) را زیارت کند با معرفت به حق او خدا گناهان گذشته و آینده اش را بیامرزد. امالی شیخ صدوق صفحه 142 مجلس بیست و نهم

داود بن کثیر رقی گوید : خدمت امام ششم بودم ، امام (ع) آب درخواست کرد و چون آب را نوشید گریست و چشمش غرق اشک شد ، سپس فرمود ای داود خدا قاتل حسین (ع) را لعنت کند چه اندازه یاد حسین زندگی را ناگوار کند ، من آب سردی ننوشم جز آنکه یاد حسین (ع) کنم ، بنده ای نیست که آب نوشد و یاد حسین (ع) کند و قاتلش را لعنت کند ، جز آنکه خدا صدهزار حسنه برای او بنویسد و صدهزار گناه از او محو کند و صدهزار درجه برای او بالا برد و گویا صدهزار بنده آزاد کرده و روز قیامت با رخسار درخشان محشور گردد.  امالی شیخ صدوق صفحه 142 مجلس بیست و نهم  

واضح است که منظور این قبیل از روایات ، شیعیان خالص و شایسته اند که در اعتقاد به ولایت راسخند ، و در شناخت ( اولی الامر ) کاملا عارفند ، و در راه ترویج مرام ائمه (ع) جان نثار و کوشایند.  ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 416

یعنی تنها شیعیان خالص و شایسته و صالح و دین فهم هستند که وقتی آب می نوشند و یاد امام حسین (ع) میکنند و قاتلش را لعنت کنند  ( طبق حدیث از امام صادق (ع) خدا صدهزار حسنه برای او بنویسد و صدهزار گناه از او محو میکند و صدهزار درجه برای او بالا برد و گویا صدهزار بنده آزاد کرده و روز قیامت با رخسار درخشان محشور گردد )

فضایل امام حسین (ع)

خداوند در مقام و منزلت امام حسین (ع) به حضرت محمد (ص) میفرماید : ای محمد ، حسین را خزانه دار وحی خود قرار دادم ، و او را با شهادت گرامی داشتم ، و مواریث پیامبران را به او عطا نمودم ، پس او سید و آقای شهیدان است.  مثیرالاحزان صفحه 4

حضرت محمد (ص) : حسین از من است و من از حسین . نام او بر سمت راست عرش نوشته شده است ، همانا حسین چراغ پر فروغ هدایت و کشتی نجات است. بحارالانوار جلد 36 صفحه 205 حدیث 8

امام رضا (ع) : همانا روز امام حسین (ع) پلکهای ما را مجروح ، و اشک ما را جاری نمود.  بحارالانوار جلد 44 صفحه 283 حدیث 17

کسی که منتقم خون پاک او یعنی حضرت مهدی (ع) در خطاب به حضرت حسین (ع) میفرماید : اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت ، و دست تقدیر مرا از یاری تو باز داشت ، و نشد که با کسانی که با تو پیکار نمودند بستیزم ، و با کسانی که با تو دشمنی داشتند به نبرد برخیزم ، اکنون هر صبح و شام برای تو ناله می کنم ، و به جای اشک برایت خون گریه می کنم ، از روی حسرت بر تو و تاسف بر مصیبت هایی که بر تو وارد شد ، تا این که در اثر سوز مصیبت ها و غصه جانکاه و اندوه فراوان بمیرم.  صحیفه مهدی (عج) صفحه 430  

وقتی که امام حسین (ع) به شهادت رسید ، در پشت دوش آن حضرت پینه ها و اثرهایی بود ، از امام زین العابدین (ع) پرسیده شد این پینه ها و اثرها از چیست ؟ حضرت سجاد (ع) فرمود : این پینه ها و اثرها از بسیاری برداشتن بارهای سنگین  و کیسه های غذا بود که شبها بر دوش مبارک خود به خانه های بیوه زنان و یتیمان و مسکینان میبرد.  عین الحیوة صفحه 527

خدای عظیم الشان در روز عاشورا ملائکه آسمان و زمین و جن و انسان و حیوانات و پرندگان و جمیع مخلوقات را در فرمان امام حسین (ع) قرار داده بود ، ولی بر قوم ظالم نفرین نکرد و عذاب برای ایشان نطلبید و بنا بر روایتی سیصد و شصت زخم و به روایت دیگر هزارو نهصد جراحت و بروایت دیگر صدو هشتاد زخم شمشیر و نیزه  و چهارهزار زخم تیر به بدن مبارکش رسید و باز بر آن گروه اشقیا ترحم می فرمود و در هدایت ایشان سعی می نمود و به قوت ربانی و زور و بازوی اسداللهی گروهی از قوم ظالم را با شمشیر و نیزه به جهنم فرستاد چنانچه در بعضی روایات آمده است که هزارو نهصد و پنجاه نفر را به دست مبارک خود کشت ، به غیر از آن گروه را که مجروح گردانید.   عین الحیوة صفحه 527

هرون بن خارجه گوید : از امام پنجم شنیدم که میفرمود : خداوند به قبر حسین (ع) چهار هزار فرشته موکل کرده است ژولیده و خاک آلود که تا روز قیامت به او بگریند و هرکه با معرفت به حقش او را زیارت کند مشایعتش کنند تا او را به وطنش برسانند و اگر بیمار شد عیادتش کنند صبح و پسین و اگر مرد سر جنازه اش آیند و برایش تا روز قیامت آمرزش خواهند.  امالی شیخ صدوق صفحه 142 مجلس بیست و نهم

حذیقة بن یمان گوید : دیدم پیغمبر (ص) دست حسین بن علی (ع) را گرفته و میفرماید : ای مردم این حسین بن علی است او را بشناسید ، بدانکه جانم به دست اوست او در بهشت است و دوستش در بهشت و دوست دوستش در بهشتامالی شیخ صدوق صفحه 596 مجلس هشتادو هفتم

امام صادق (ع) : چهارهزار فرشته فرود آمدند و میخواستند همراه حسین (ع) نبرد کنند و اجازه نبرد نیافتند و برگشتند کسب اجازه کنند باز که فرود آمدند حسین (ع) کشته شده بود و آنها ژولیده و خاک آلود نزد قبرش باشند و به او تا قیامت بگریند و رئیس آنها فرشته ایست به نام منصور و صلی الله علی محمد و آله.  امالی شیخ صدوق صفحه 638 مجلس نودو دو

رسول خدا (ص) : حسین از من است و من از حسینم ، دوست دارد خدا را هرکس که حسین را دوست دارد.  ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 131

سماک از ام سلمه رضی الله عنهما روایت کند که گفت : روزی هم چنان که رسول خدا (ص) نشسته بود و حسین (ع) در دامانش بود ، به ناگاه اشک از دیدگانش سرازیر شد ، من عرض کردم : ای رسول خدا قربانت شوم چگونه است که می بینم شما را که اشک می ریزی ؟ فرمود : جبرئیل نزد من آمد و مرا به فرزندم حسین تسلیت گفت و به من خبر داد که گروهی از امت من او را می کشند ، خداوند شفاعت مرا بهره ایشان نسازدارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 133

امام باقر (ع) : کشنده حضرت یحیی بن زکریا زنازاده بود ، و کشنده حسین بن علی (ع) نیز زنازاده بود ، و آسمان سرخ نشد مگر برای آندوارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 135

سخنان علامه محمد باقر مجلسی (ره) درباره اهلبیت (ع) و شیعیان

خدایا ! کسانی که بر اهل بیت پیامبر تو ظلم کردند و آنان را کشتند ، و دشمنان آنان را کمک کرده و بر ظلمها و ستمهایی که بر آنان وارد شد خشنود گردیدند ، لعنت کن ، لعنتی شدید و آنان را با عذابهای دردناکی معذب نما.

خدایا ! ما را از جمله برگزیدگان شیعیان آل محمد (ص) ، و از جمله یاری کنندگان و طلب کنندگان خون ایشان با قائم (عج) آنان قرار بده ، صلوات و سلام خدا بر او و بر همه اهل بیت (ع) باد.  بحارالانوار جلد 45 صفحه 98 الی 100

شب عاشورا به روایت حضرت سکینه (ع)

مولف کتاب ((نورالعیون)) با سلسله سند خودش روایتی از حضرت سکینه (ع) دختر امام حسین (ع) نقل میکند ، در آن نقل آمده است که حضرت سکینه (ع) گوید : شب عاشورا ، شب مهتابی بود ، من در وسط خیمه نشسته بودم.ناگاه از پشت خیمه صدای گریه و ناله شنیدم ، گریه ام گرفت ، ترسیدم که اهل حرم ، به گریه من ، از آن ناله باخبر شوند ، در تاریکی شب در حالی که دامن خود را می کشیدم از خیمه بیرون آمدم ، ناگاه پدرم را دیدم که نشسته و اصحابش دور او حلقه زده اند و او گریه میکرد ، شنیدم که پدرم به اصحابش میفرمود : بدانید ! شما با من حرکت کردید در حالی که می دانستید من به سوی گروهی میروم که با زبان و دلشان با من بیعت کردند ، اینک کار برعکس شد ، زیرا شیطان بر آنان غلبه کرد و یاد خدا را از دلهای آنان فراموش گردانید.اکنون آنان هدفی جز کشتن من و کشتن کسی که در پیشگاه من جهاد کند ، و اسارت اهل حرم من ، بعد از غارت کردن آنها ، ندارند.می ترسم که شما از این مسئله آگاهی نداشته باشید ، یا آگاه باشید ولی از رفتن خجالت بکشید ، و فریب دادن در نزد ما اهلبیت حرام است.

پس هرکس از شما این امر را دوست نمیدارد برگردد ، زیرا که تاریکی شب همه جا را پوشانده است ، و راه خطرناک نیست ، و هنوز وقت نگذشته است. و کسی که میخواهد با جان خود ، ما را همراهی کند و آن را فدای ما بنماید فردای قیمت در حالی که از خشم خدا نجات یافته است در بهشت با ما خواهد بود.

همانا جد بزرگوارم فرمود : فرزندم حسین (ع) در سرزمین کربلا غریب و تنها ، تشنه و بی یاور کشته خواهد شد ، کسی که او را یاری نماید مرا یاری کرده است ، و فرزندش قائم (عج) را یاری کرده است ، و کسی که ما را با زبان خود یاری کند او در روز قیامت در جمله گروه ما خواهد بود.

حضرت سکینه (ع) گوید : سوگند به خدا ! هنوز سخن پدرم به پایان نرسیده بود که مردم ، به صورت ده و بیست نفری پراکنده شدند ، و جز هفتاد و یک مرد ، کسی از آنها نماند.در این حال ، به پدرم نگاه کردم ، او سر مبارک خود را به پایین انداخته بود ، بغض گلویم را گرفت ، ترسیدم صدای گریه مرا بشنود ، با چشمان خود به طرف آسمان نگریستم و گفتم :

خدایا ! آنان ما را بی یاور گذاشتند و پراکنده شدند آنان را مخذول فرما.دعای آنان را مستجاب نکن ، و فقر و مسکنت را بر آنان مسلط فرما ، و شفاعت جدم را در روز قیامت بر آنان نصیب مفرما.

در حالی که اشک چشمانم بر صورتم جاری بود ، برگشتم.عمه ام ام کلثوم (ع) مرا با این حال دید و گفت : دخترم ! از چه به وحشت افتاده ای ؟

قضیه را به او گفتم ، پس فریاد زد :

واجداه ! واعلیاه ! واحسناه ! واحسیناه ! وای از کمی ناصر و یاور ! رهایی از دشمنان کجا است ؟ کاش دشمنان بر فدیه و عوض قناعت میکردند ، جوار جد خود را وا گذاشتی ، و با ما مدت طولانی راه آمدی.

پس از آن گریه و صدای ما بلند شد ، پدرم ناله ها را شنید ، و اشک از چشمانش جاری بود به سوی ما آمد ، و فرمود : چرا گریه می کنید ؟

حضرت ام کلثوم (ع) عرض کرد : برادر جان ! ما را به سوی حرم جدمان برگردان.

فرمود : خواهرم ! راهی به این کار ندارم.

عرض کرد : آری ! پس مقام و منزلت جد بزرگوار ، پدر ، مادر و برادرت را بر دشمنان یاد آور شو ( شاید تو را نکشند )

امام حسین (ع) فرمود : ( به آنها ) تذکر دادم ولی متذکر نشدند ، آنان را پند و اندرز دادم ولی پند مرا نپذیرفتند ، سخن مرا نشنیدند.آنان هدفی جز کشتن من ندارند . چاره ای نیست ، مرا در حالی که روی خاک افتاده و کشته شده ام خواهی دید ، ولی شما را به تقوای خدا که آفریننده خلق است ، و بر شکیبایی بر بلا و فرونشاندن مصیبت سفارش می نمایم.

و این همان است که جد شما وعده فرموده ، و آنچه وعده داده خلف وعده نمی کند ، و شما را به خدای خودم که یکتا و پناه نیازمندان است ، میسپارم.

و امام (ع) این آیه مبارکه را تلاوت میفرمود : سوره بقره آیه 57 : << آنان بر ما ستم نکردند ، بلکه بر جانهای خودشان ستم نمودند <<

ذریعة النجاة صفحه 169 الی 172

شب عاشورا و سخنان امام حسین (ع)

امام حسین (ع) در اول شب ، اصحاب و یاران خود را دور هم فرا خواند.

علی بن الحسین (ع) زین العابدین (ع) میفرماید : من در آن موقع مریض بودم ، نزدیک آمدم تا آنچه پدرم به اصحابش میفرماید بشنوم ، شنیدم که پدرم رو به اصحاب خود کرده و چنین میفرماید :

خدای را به نیکوترین سپاسها ، ثنا می گویم ، و او را در نعمت ، شدت و بلا سپاسگذارم.

بارخدایا ! من تو را سپاس میگویم بر این که ما را به نبوت و پیامبری گرامی داشتی ، و قرآن را به ما تعلیم فرمودی ، و دین خود را به ما فهماندی ، و گوشهای شنوا و دیده های بینا و دلهای آگاه به ما ارزانی داشتی ، پس ما را از جمله شکرگزاران قرار ده.

اما بعد ، همانا من ، یاران و اصحابی با وفاتر و نیکوکارتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم ، و همچنین اهل بیت و خاندانی نیکوکار تر و مهربانتر از خاندانم سراغ ندارم ، خدای تعالی آنان را از جانب من پاداش نیکو دهد.

آگاه باشید ! من گمان نمی کنم بیش از یک روز ، از این ملاعین مهلت داشته باشم.

آگاه باشید ! من به همه شما رخصت و اجازه رفتن دادم ، همه شما آزادید و می توانید بروید و من بیعت خود را از گردن همگی شما برداشتم ، و از جانب من حرجی بر ذمه و عهده شما نیست . اینک سیاهی و تاریکی شب همه جه را فرا گرفته میتوانید شتری گرفته و بروید. ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 442 ، بحارالانوار جلد 44 صفحه 392 ، 393 ، ذریعة النجاة صفحه 166

شب عاشورا ، و اعلام وفاداری اصحاب ، برای یاری امام حسین (ع)

مسلم بن عوسجه رحمة الله ( یکی از یاران امام حسین (ع) برخاست و گفت : آیا ما از تو جدا شویم ؟ و با کدام عذر در ادای حق تو به سوی خدا تعالی پوزش طلبیم ؟ نه ، سوگند به خدا ! ( دست از یاری تو بر نمی دارم ) تا با نیزه ام سینه دشمنان را هدف قرار دهم ، و تا قبضه شمشیر در دست من است دشمنان را خواهم زد ، و اگر سلاحی نداشته باشم با سنگ جنگ خواهم کرد.

سوگند به خدا ! از تو جدا نخواهیم شد تا خدای تعالی بداند که ما در نبود رسول خدا (ص) تو را حفظ کردیم ( و حرمت پیامبرش را درباره تو رعایت نمودیم )

آگاه باش ! سوگند به خدا ! اگر یقینا بدانم که کشته خواهم شد سپس زنده میشوم سپس زنده زنده مرا بسوزانند ، و خاکستر مرا به باد می دهند ، و این کار را هفتاد بار تکرار میکنند ، از تو جدا نخواهم نشد تا در پیشگاه تو بمیرم . چگونه یاری نکنم ؟ و حال آن که فقط یک بار کشته شدن است.پس از آن ، کرامت و سعادتی است که هرگز پایان ندارد.

پس از او زهیربن قین به پاخاست و عرض کرد :

دوست دارم کشته شوم ، بعد پاره پاره شوم بعد زنده شوم دوباره به همین کیفیت کشته شوم ، و این کار هزار مرتبه تکرار شود و خداوند به سبب این گونه کشته شدن من ، بلا را از جان تو و از جان این جوانان از اهل بیت تو بردارد.

پس از آن ، بقیه اصحاب امام حسین (ع) نیز با چنین سخنانی ، اظهار وفاداری و جانفشانی نمودند ، امام حسین (ع) از همه آنها سپاسگذاری فرمود و برای آنان دعای خیر نمود.  ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 443 - 444 ، بحارالانوار جلد 44 صفحه 393 - 394 ، ذریعة النجاة صفحه 168 - 169

انشاء الله ادامه احادیث بزودی کامل میگردد